توکل،رضا و تسلیم

اگر سالک به مرحله رضا برسد، هنوز مقدارى از راه و منازل بین راه مى‏ماند؛ زیرا در مقام رضا «طبع» سالک محفوظ است؛ یعنى او به جایى رسیده است که مى‏گوید: «پسندم آنچه را جانان پسندد» ؛ یعنى، کارى را که خدا انجام مى‏دهد، مطابق میل من است و من میل خود را بر اساس قضاى الهى تنظیم کرده‏ام. بنابراین، هنوز طبع و میلى از او در بین هست و این با سیر تام هماهنگ نیست. پس باید از این مرحله، بالاتر رفت که دیگر خواسته‏اى براى سالک وجود نداشته باشد و از این مرحله بالاتر، همان مقام «تسلیم» است.

تسلیم هم با «توکل» فرق دارد و هم با «رضا» . در مقام توکل، شخص کارى را مى‏طلبد؛ ولى چون خودش نمى‏تواند آن کار را به خوبى انجام دهد وکیل مى‏گیرد تا به سود او کارهاى وى را انجام دهد و چون هیچ کسى بهتر از خدا کار را نمى‏داند و نمى‏تواند انجام دهد، بهتر از همه آن است که خداوند را وکیل قرار دهد و بر او توکل کند:

«و على الله فلیتوکل المتوکلون» (1)

چنانکه مؤمنان مأمور شده‏اند به خدا توکل کنند. مقام رضا از مقام توکل بالاتر است؛ زیرا در مقام توکل انسان خواسته خود را اصل قرار مى‏دهد؛ اما از خدا مى‏خواهد بر اساس خواسته او کار کند، ولى در مقام رضا خواسته خدا اصل و خواسته عبد سالک، فرع است؛ اما در مقام تسلیم، عبد از خود خواسته‏اى ندارد و به خدا عرض مى‏کند: «حکم آنچه تو اندیشى لطف آنچه تو فرمایى» ، نه این که بگوید: «پسندم آنچه را جانان پسندد» .

آیه‏اى که از «تسلیم» سخن مى‏گوید قبلا به مناسبت بحث «رضا» ذکر شده است که در پایان آن آیه کریمه چنین آمده است:

«و یسلموا تسلیما» (2) .

مؤمن نه تنها از رخدادهاى ناگوار احساس دلتنگى نمى‏کند، بلکه اصلا خواسته‏اى ندارد. اگر او «دل» را در اختیار خود داشته باشد، مى‏تواند نهال آرزو را در آن برویاند، ولى اگر دل را به خدا سپرده باشد، دیگر چیزى در اختیار او نیست که در آن نهالى غرس کند. از این رو خداوند در باره چنین سالکان صالح مى‏فرماید: «ویسلموا تسلیما» . تسلیم، تنها این نیست که مؤمنان به رسول گرامى صلى الله علیه و آله و سلم بگویند: «السلام علیک یا رسول الله» ؛ گرچه در ذیل کریمه:

«یا أیها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» (3)

آمده است که بگویید:

«اللهم صل على محمد و آل محمد» (4)

و صلوات و سلام را بر رسول گرامى صلى الله علیه و آله و سلم و خاندان گرامى او اهدا کنید، اما این یک تسلیم لفظى و عبادت «جارحه» اى است و آنچه مهم است تسلیم در برابر محکمه عدل است؛ یعنى انسان، نسبت به خداوند، مالک چیزى نباشد و خود را به نحو انقیاد به خدا بسپارد.

پى‏نوشت‏ها:
.1 سوره ابراهیم، آیه .12
.2 سوره نساء، آیه .65
.3 سوره احزاب، آیه .56
.4 نورالثقلین، ج 4، ص

کتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 383
نویسنده: آیت الله جوادى آملى

/ 0 نظر / 129 بازدید