راه مبارزه با نفس اماره

       نفست اژدرهاست او کی مرده است ..........از غم و بی آلتی افسرده است

به طور کلی راه عملی خلاصی از وسوسه گناه ـ که کار نفس اماره است ـ گناه نکردن است. بزرگترین اشتباه انسان در زندگی اولین گناهی است که می کند. اولین گناه وسوسه گناهان بعدی را بوجود می آورد؛ و در نقطه مقابل، راه مبارزه با آن تصمیم به ترک گناه و پایداری در آن است. هر بار که گناهی ترک می شود، قوت شیطان در فریب نفس کم و کم تر می گردد؛ همان طور که با هر گناه او جری تر و خطرناکتر ظاهر می شود.

این راه آسان نیست، ولی شدنی است. در این راه یک بشارت هم خداوند به ما داده است؛ و آن این که اگر شما یک قدم به سوی من بیایید، من ده قدم به سوی شما خواهم آمد. این مضمون علاوه بر روایات، در قرآن هم آمده است؛ آنجا که می فرماید: «من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها ومن جاء بالسیئة فلایجزی إلا مثلها وهم لایظلمون»(انعام/160) هر کس نیکى بیاورد ده چندانِ آن پاداش خواهد داشت ، و هر کس بدى بیاورد ، جز به مانند آن او را کیفر نمى دهند و بر آنان ستم نمى رود .

برای ورود به این میدان مبارزه، اول باید نقطه ضعف خود را بشناسیم؛ چرا که درمان هر گناهی متناسب با نوع آن گناه متفاوت است؛ و ما در اینجا به بیان مطالب کلی اکتفا می کنیم تا همه موارد را در بر گیرد.

برای ترک هر گناهی می توان به راه کارهایی اشاره نمود:
1. قدم اول، انجام ندادن و ترک آن گناه است؛ که این مرحله همراه توبه و تصمیم بر عدم بازگشت به آن گناه تحقق می یابد.
2. علاوه بر ترک گناه، انجام دادن اعمال ضد آن گناه نیز بسیار تأثیرگذار است. همان طور که در بیماری جسم، وقتی حرارت بدن کسی بالا رفت، درمان آن را با داروهای ضد تب و حرارت شروع می کنند، در بیماری های روحی نیز این چنین است؛ یعنی یکی از راه های درمان گناه، انجام اعمال پسندیده ای است که در نقطه مقابل آن گناه می باشد.
مثلا، اگر کسی از بیماری بخل و خساست رنج می برد، راه درمان آن انفاق و بخشندگی است. در ابتدای امر، این کار سخت است، ولی کم کم آسان می شود و به تدریج تبدیل به ملکه نفسانی بخشندگی می شود.
3. زنده نگاه داشتن یاد و ذکر خداوند در دل، چرا که انسان وقتی مرتکب گناه می شود که از یاد خدا غافل شود. وقتی انسان فراموش کند که خداوند ناظر اعمال او است و وقتی فراموش کند معادی هست و باید پاسخگوی عمل خود باشد و...، انجام گناه برای او آسان می شود. ولی وقتی همیشه ذکر و یاد خدا در دل او باشد و او همیشه متذکر باشد، به سوی گناه نمی رود؛ و اگر هم رفت، فوراً متذکر شده و با توبه آن را جبران می نماید.
4. توجه داشتن به آثار و پیامدها و ضررهای روحی و جسمی ای که انجام گناه به دنبال دارد.
5. جلوگیری از به وجود آمدن شرائطی که میل ارتکاب او به گناه را بیشتر می کند. اساسا انسان خوب است گاهی در زندگی خود انقلاب کند، و شرائط نامساعد خود را عوض نماید. تغییر دوستانی که در حفظ تقوا بی مبالاتند، به دوستانی که تقوا دارند؛ رفت و آمد به محافل دینی و مراوده با مردم مؤمن و سالم و با تقوا و ...
6. در همه حال توکل بر خدا نمایید، و از او کمک و یاری بخواهید. پس از هر غفلت و اشتباهی نیز باید سریعاً توبه کرد، و با عبادت و اطاعت مضاعف خدا آن را جبران  نمود.

توبه هیچ شکل خاصی ندارد. تنها باید از صمیم قلب پشیمان بود و تصمیم جدی بر ترگ آن گناه داشت. و با وجود آن انسان باید اطمینان داشته باشد که تازه متولد شده است؛ همانطور که اولیای دین فرموده اند که: "التائب من الذنب کمن لا ذنب له"؛ خداوند مى‏فرماید: «ومن یعمل سوءا او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفورا رحیما» یعنی هر که بدى کند یا به خود ستم کند آنگاه از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و بخشاینده مى‏یابد.(نساء/109)

http://www.niksalehi.com/din-andishe/archives/106685.php

/ 0 نظر / 36 بازدید